باز باران...
احساسات دور و نزدیک من
هركز نمي بخشمت شايد فراموش كنم ولي نمي بخشم نمي بخشم نمي بخشم
قايقي خواهم ساخت خواهم انداخت به اب
دور خواهم شد از اين خاك غريب
در آخرین ماههای دهه ۲۰ زندگیم پر از حسرتم...حسرت سالها و ماهها و حتی لحظه هایی که از دست دادم حسرت حرفهایی که نگفتم حسرت ترسهایی که کنار نگذاشتم حسرت کارهایی که نکردم...پر از آهم پر از کاش....
به گذشته که نگاه می کنم مسیری رو می بینم پر از اشتباه...تصمیمات اشتباه کارهای اشتباه حرف های اشتباه...
کاش ۵-۶ سال جوانتر بودم ...کاش عاقلانه تر زندگی کرده بودم...کاش صبورتر بودم مهربانتر آرامتر و پر تلاشتر...
مدام با خودم میگم کاش موقعیت الانم رو چند سال پیش داشتم... حیف که الان افسوس خوردن فایده ای نداره...
اما از این میترسم که همچنان اشتباه زندگی کنم و باقی سالهای جوانی ام رو هم از دست بدم و باز ۱۰ سال دیگه بشینم و حسرت دهه ۳۰ زندگی رو بخورم...
چه کنم؟؟؟؟ پر از سوالم پر از فکر و همچنان پر از ترس...
کاش مانند کودکی
از سقف اتاق مادر بزرگ
دوچرخه ای
چکه می کرد
تا
باقی عمر را
همچون کودکی
روی آن سپری کنم.
| Design By : Pichak |


