X
تبلیغات
باز باران...

باز باران...

احساسات دور و نزدیک من


هركز نمي بخشمت شايد فراموش كنم ولي نمي بخشم نمي بخشم نمي بخشم

نوشته شده در یکشنبه 28 آبان1391ساعت 12:27 بعد از ظهر توسط قطره باران| |

 

حرفهایم را تعبیرکردی
سکوتم را تفسیر
دیروزم را فراموش
فردایم را پیشگویی
به نبودنم مشکوکی
...
در بودنم مردد
ازهیچ گلایه ساختی
ازهمه چیزبهانه
من کجای این نمایش بودم؟!

نوشته شده در چهارشنبه 24 آبان1391ساعت 9:23 قبل از ظهر توسط قطره باران| |

سكوتم از رضايت نيست   دلم اهل شكايت نيست 


قايقي خواهم ساخت     خواهم انداخت به اب 

دور خواهم شد از اين خاك غريب 

نوشته شده در سه شنبه 23 آبان1391ساعت 8:34 بعد از ظهر توسط قطره باران| |

 

در آخرین ماههای دهه ۲۰ زندگیم پر از حسرتم...حسرت سالها و ماهها و حتی لحظه هایی که از دست دادم حسرت حرفهایی که نگفتم حسرت ترسهایی که کنار نگذاشتم حسرت کارهایی که نکردم...پر از آهم پر از کاش....

به گذشته که نگاه می کنم مسیری رو می بینم پر از اشتباه...تصمیمات اشتباه کارهای اشتباه حرف های اشتباه...

کاش ۵-۶ سال جوانتر بودم ...کاش عاقلانه تر زندگی کرده بودم...کاش صبورتر بودم مهربانتر آرامتر و پر تلاشتر...

مدام با خودم میگم کاش موقعیت الانم رو چند سال پیش داشتم... حیف که الان افسوس خوردن فایده ای نداره...

اما از این میترسم که همچنان اشتباه زندگی کنم و باقی سالهای جوانی ام رو هم از دست بدم و باز ۱۰ سال دیگه بشینم و حسرت دهه ۳۰ زندگی رو بخورم...

چه کنم؟؟؟؟ پر از سوالم پر از فکر و همچنان پر از ترس...

کاش مانند کودکی

از سقف اتاق مادر بزرگ

دوچرخه ای

چکه می کرد

تا

باقی عمر را

همچون کودکی

روی آن سپری کنم.

نوشته شده در دوشنبه 6 شهریور1391ساعت 11:13 قبل از ظهر توسط قطره باران| |


آخرين مطالب
» هركز
» .....................................
» سكوت
» حسرت
» بوسه شیرین
» بهار
» چای با طعم رنگ
» باز باران
» نوجوانی
» کودک درونم هنوز زنده است.....


Design By : Pichak