باز باران...
احساسات دور و نزدیک من
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
دوستای گلم سال نوی همه تون مبارک.امیدوارم سختی های سال ۹۰ رو پشت سر گذاشته باشید و با لبخند و دلهای گرم سال۹۱ رو شروع کرده باشید. دوستتون دارم.
یه مدتیه که منو همسرم سخت مشغول ساخت و آماده کردن آتلیه جدیدمون هستیم.روز جمعه هم از فرصت تعطیلی استفاده کردیم و تصمیم گرفتیم خودمون دیوارها رو رنگ کنیم.تجربه جالبی بود.اوایلش کار خیلی کند پیش می رفت ولی کم کم دستمون اومد که چیکار کنیم.همه جا پر از رنگ بود توی هوا هم گرد رنگ شناور بود .دیوید که از بس روی موهاش رنگ پاشیده بود مثه پیرمردها شده بود.خدا رو شکر من روسری به سرم بسته بودم. چای مو که سر کشیدم طعم رنگ می داد ولی خیلی چسبید. حسابی خسته شده بودیم با این حال خوش گذشت چون کاری رو برای اولین بار انجام می دادیم و از اینکه آتلیه داره به افتتاحش نزدیک میشه خوشحال بودیم.حدودهای ساعت ۴ نهار خوردیم و بعدش من تا ساعت ۷:۳۰ خوابیدم.
امروز هم دوباره همون آش و همون کاسه.ولی هر چی می گذره دلشوره ام بیشتر میشه که کارها به موقع تموم بشه.دکورهای این استودیوی جدید رو خودم طراحی کردم.امیدوارم قشنگ و شیک بشه.الان هم ساعت ۳ هست و دیوید با جوشکار تو استودیوست و من از فرصت استفاده کردم تا بعد مدتها وبلاگم رو آپ کنم.
اونقدر سرم شلوغ بوده که ۲ هفته پیش که مادرشوهرم برام یه جشن تولد خیلی خیلی سورپرایزی گرفته بود هم وقت نکردم بیامو در موردش بنویسم.مهمونیه عالی بود و خیلی هم خوش گذشت.کادوهایی که گرفتم هم واقعا خوب بودن.کلا مادرشوهرم زن خوش سلیقه و کدبانوییه.
ولی این اولین تولدم بود که نه بابام پیشم بود نه مامانم......آخه مامانمو یه مدت فرستادیم تهران پیش فامیلهاش تا شاید یه کم روحیه اش عوض بشه.
خب برم دیگه واقعا خسته ام.
یادم ارد کربلا را
گردش یک ظهر غمگین
گرم و خونین
لرزش طفلان نالان
زیر تیغ نیزه ها را
با صدای گریه های کودکانه
واندر این صحرای سوزان
می دود طفلی سه ساله
پر زناله
دلشکسته
پای خسته
باز باران قطره قطره
میچکد بر چوب محمل
آخ باران....
آخ باران....
از من از چهارده سالگی نپرس .از من از شراب خانگی نپرس از من از رد کفش های کتانی عاشقی در اولین نگاه از گناه نوجوانی نپرس از من از چهارده سالگی نپرس از هزاران شراره نیاز موج گیسوان رها در آفتاب از حسرت فراق دلبر همیشه بی وفا از جای بوسه های یار از حضور رنگ شاد از من از ستاره های نوجوانی ام نپرس از من از التهاب شب امتحان بپرس از میله های سرد دیوار مدرسه از صف صبحگاه از شعار مرگ بر این و آن بپرس از من از بی ترانگی بپرس از مثلثات از وصیت امام شان از حماسه حضور زنگ های اجباری نماز از من از میهمانی خدا بپرس نردبانهای تا آسمان... دیگر نپرس من خسته تر شدم با من برقص امشب بگذار از نو ما نوجوان شویم
| Design By : Pichak |


