باري وبلاگي
از طرف مسافر كوچولوي شهريور عزیز به یک بازی وبلاگی دعوت شدم، به این شکل که باید به 6 تا سوال زیر جواب بدم:
١- سه تصویر ماندگاری که در فوتبال،فیلم دیدهاید و در ذهنتان مانده است،کدامند؟
٢- سه تصویر ماندگار زندگی شما چیست؟
٣- سه آهنگ ماندگار و خاطرهانگیز زندگیتان را نام ببرید...
۴- مارادونا و ماتئوس ،کاپیتانهای تیمملی فوتبال آرژانتین و آلمان در اواخر دهه ٨٠ و ابتدای ٩٠ میلادی بودند...دو فینال جامجهانی ٨۶ و ٩٠ بین این دو تیم برگزار شد...٨۶،آرژانتین قهرمان شد و ٩٠ آلمان...اگر شما یک بازیگر سینما بودید،دوست داشتید نقش مارادونا را بازی کنید یا ماتئوس؟...دوست دارید در زندگیتان مارادونا باشید یا ماتئوس؟
5- (به این سوال،آقایان حتما جواب دهند):هر چند وقت یک بار در دلتان خطاب به یک راننده زن میگویید که چه کسی بهت گواهینامه داده است؟
6- (به این سوال،خانمها حتما جواب دهند):چقدر اعتقاد دارید که آقایان کمتر از سنشان میفهمند و هیچوقت عقلشان به پای خانمها نمیرسد؟!
سوالهای جالبین...ولی باید کلی فکر کنم.
سوال اول:
۳ تصویر ماندگار در فوتبال: ۱: گل حمید استیلی به امریکا در جام جهانی ۹۸
۲: بازی فرانسه و ایتالیا و زیدان که با کله رفت تو شکم بازیکن ایتالیا و اخراج شد و دلم خنک شد.
۳: فیلیپو اینزاگی که همیشه تو افساید بود.
۳ تصویر ماندگار در فیلم:
۱: صحنه اخر فیلم dance with me وقتی که دختر فیلم در مسابقه نهای رقص با هم رقصش یک رقص احساسی و استثنایی رو اجرا می کنه ولی چشمش به روی پسری که دوست داره و اشک توی چشماش جمع شده ....نمی تونم اینجا خوب توضیح بدم ولی واقعا صحنه تاثیر گذاری بود.
۲: فیلم خوب بد زشت در صحنه اخر که یه دوئل سه نفرست و اینکه چطور بلوندی تونست موفق بشه.
3: فيلم just my luck كه چطور با يه بوسه شانس از زندگي ليندزي لوهان رفت
تصوير ماندگار زندگي: اونقدر خاطره دارم كه واقعا نمي دونم بايد كدوم يكيو انتخاب كنم ولي ۳ تا از بهترين هاشو مي نويسم
1: وقتي تو خوابگاه دانشگاه بودم و فصل امتحانا بود حسابي دلم واسه خونه تنگ شده بود....سر صبح بود كه يهو در اتاقو زدن...فكر مي كنين كي بود؟ مامانم بود....هيچ وقت يادم نمي ره كه چه ذوقي كردم
۲: يه شب كه خيلي بچه بوديم ديگه اماده خواب ميشديم كه بابام از راه رسيد و گفت پاشين اماده شين كه فردا مي خوايم بريم مسافرت ...نمي دونين چه حالي داشتم....از همون بچگي عاشق مسافرت بودم...
۳: اين يكي ديگه يه خاطره نزديكه...چند روز به اولين سالگرد ازدواجم مونده بود و من در تلاش براي يه كار غافلگير كننده بودم ولي خودم غافلگير شدم وقتي شب قبلش ديويد عزيزم منو شام برد بيرونو ۲ تا بليط براي كيش به من داد و برگه هاي رزرو هتل اونم چه هتلي ؟ هتل داريوش كيش براي ۵ روز... اشك تو چشمم حلقه زده بود و نمي دونستم چي بگم و از كادوي كوچيك خودم خجالت كشيدم.
اهنگ اهنگ اهنگ؟؟؟ نمي دونم چي بگم...
۱: دنيا ديگه مثه تو نداره از بنيامين
۲ : مسافر از اولين البوم شادمهر
۳: يه اهنگ از سعيد شهروز كه اسمش يادم نيس ولي يه جاش ميگه : واسه ما فرقي نداره كه چقدر فاصله داريم هر جاي دنيا كه باشيم واسه هم پر در ميايم.
كه هر سه اين اهنگها منو ميبرن به خاطرات چند سال پيش اون روزها كه همه وقتم با خواهرم و دختر خالم ميگذشت ...چقدر خوش بوديم ..چه زود گذشت و چقدر از هم دور افتاديم...
راستش من از زندگي شخصيه ماتئوس چيزي نمي دونم ولي از اونجايي كه مارادونا خيلي گند زده و از تيم المان خوشم مياد تر جيح ميدم ماتئوس باشم ولي اگه ميشه نقش دل پيرو رو به من بدين بيشتر حال ميكنم.
راننده بد يا خوب بودن ربطي به زن و مرد بودن نداره
در اين كه مرد ها هميشه بچه اند هيچ حرفي نيست ولي اين مسئله ربطي به عقل نداره ....چرا عقل مردها زياد هست ولي رفتارهاشون و خواسته هاشون بچگانست كه اون هم تو ذاتشونه و ما بايد تحمل كنيم.
مسابقه جالبي بود منو مجبور كرد تا يه بار ديگه زندگيمو مرور كنم...خيلي چيزا رو دوباره به خاطر بيارم از طراحش ممنونم
حالا من دوستاي خوبم مسافر ... عروس بيچاره ... بغض خاموش ... باغچه كوچك ما ...ميريام...بارون...اتشگردون و .حيف خدا نيستم را دعوت به اين بازي ميكنم ...لطفا ادامه دهيد.